تبلیغات
وطنم دلفان - دل رنجیده ی باران....

 


 

من ازتنهایی شبها هراسان می شوم گاهی

 چنین درمانده در خویشم خداوندا نگاهی

 

دلی دارم هرازگاهی بیادت می زند زار

دلیل شٍکوهٍ می دانی پناهم دٍهٍ الهی

 

به سجاده اگردیدی دلم باران سیل آساست

رفیق درد تنهایی بکن گاهی نگاهی

 

نمی خواهم جدا باشم ز کوی پر مرامت

تو خود گفتی بترسم از نگاه پوچ واهی

 

من افتاده در دام را تو خود احیاء بگردان

بران از قلب بشکسته خداوندا سیاهی

 

اگرعالم همه با من ولیکن تو نباشی

بدان راه بدون تو مساوی ست با تباهی

 

دل رنجیده ی باران به مهرت گشته زیبا

توخود بخشنده وُ زیبا تو هستی تا رهایی

 

بارانی




احساس خوب...

بر تن تبدار شبم مرهم چه معنا می دهد
هر جا که می بینم ترا بوی غم ما می دهد


برجان من یک نیشتری دارد ریاست می کند
این درد بی درمان چنین ناگفته را وا می دهد


تا کی مدار می کنی با درد این ناگفته ها
لبخند گاه به گاه توبر جان چه برپا می دهد


دست ازسرم برداربروبگذاربمیرم با غمم
احساس خوبت نازنین گرما به دل راه می دهد


بارانی

 



شقایق

وزیدعطرتوبرجانم شبی درگنج خلوت

دلم کرده هوایت نازنین از روی عادت

 

حصارخانه تاریک است هوای سرد دارد

ازاین هجران غم بارت وجودم درد دارد

 

خزان آمد دلم تنگ نگاهت می شود باز

بیا با حس زیبایت کنم باز شوق پرواز

 

تمام خاطرم زخمی ز هجرانت شقایق

ببین غم گشته مهمانم تمام این دقایق

 

بارانی










تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 06:30 ق.ظ | نویسنده : اصغر بارانی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس