تبلیغات
وطنم دلفان - شرمسارم عزیز...

به دریای چشمان توعادت دارم

تو زیبا صنمی به تو ارادت دارم

 

شوق دیدارتو با من چه می کند

دمی شکسته ام حس سعادت دارم

 

سالهاست نشسته ام درآرزوی تو

شرمسارم عزیزروی خجالت دارم

 

تنها نشسته ام در گنج خرابات

هیچ نگفته ام درد اسارت دارم

 

تو مثل ماه می مانی در آسمان

من غارتگرببین قصد غارت دارم

 

منتظرم ببینم دوباره روی تو را

درد مندم جانا روی اشارت دارم

 

نگفته ام چها کشیده ام بی تو

بارانی ام حس حقارت دارم

 

بارانی





دوچشمم جویبار خون...


دل بارانی ام امشب پر از راز نهان گشته

برای وصل دیدارت کران تا به کران گشته

 

به وقت درد وُ تنهایی مدد می جویم هرباری

دو چشمم جویبارخون چنین سیلی روان گشته

 

من از چشم خطا کارم هزاران بار خطا دیدم

ولیکن از تو محبوبم مرا مهری عیان گشته

 

من بنده به بیراه سرازیر می شوم هر بار

چنین قلب پراز دردم به نورتو نشان گشته

 

توهرباری که می بینی دل خونین دلم تنگ است

پناهم می دهی هر دم دلم سوی ات روان گشته

 

من از کوی تو بیرونم هراسان در پی ابلیس

و با ران درعفو مهرت چنین با ساربان گشته

 

 

بارانی

سحرگاه 1394/04/15






کاش می شد....


کاش میشد دست بوس تو شوم از راه دور
مهربانی وُ صبوری چون نسیمی در عبور


کاش دستم می رسید در مسیر کوی تو
تا ببویم عطر ناز چشمه وُ گیسوی تو

 

ای که با چشم خیالین می بری دل از دلم
بی حضورت هیچ هیچم شرمسارم ، خجلم

 

در میان هر دو چشمم عکس زیبایت نهان

من میان خاطراتت مانده ام بی هیچ نشان

 

هر کجا باشی میایم بوسه بر پا می زنم

شیرجه بر امواج سخت سرد دریا می زنم

 

یاد آن دوران به خیر تکیه گاهم می شدی

باعث لبخند خوب گاه به گاهم می شدی

 

رنگ شادی از تمام با تو بودن گوهر است

با تو بودن در هوای بی تو بودن بهتر است

 

هجرتت را تا به کی در خفا گریان شوم

بی هوا در کوی تو مجنون وُ حیران شوم

 

 

بارانی






درخت


درخت را قطع نکن جان است ریشه
درخت هست گوهر هر باغ وُ بیشه

به جان تو قسم دستم تبر نیست
درخت از حال زارم بی خبر نیست

تمام لحظه هایم سایه سار بود
درخت چون سایه ساری بیقرار بود

تویی که می زنی ضربه به ریشه
درختی می کشی با ضرب تیشه

نباشد هیچ زمان دنیا به کامم
برو نام تو را من چه بنامم

اگر تو آدمی حس تو جاریست
درخت را قطع نکن آخه چکاریست

درخت مانند تو احساس دارد
به بد بودن تو وسواس دارد

درخت را هر کسی در خاک بکارد
به پاداشش جهان را سایه دارد

اگر مزدی بخواهی سایه ی اوست
بدان ای مهربان کار تو نیکوست

درخت را سایه ی باشد دو چندان
هرازگاهی بچینی میوه ی آن

هزاران میوه ی شیرین دارد
درخت چون قدمتی دیرین دارد

به فردا که درختت سبز باشد
به تابستان نسیمی سرد باشد

گشاید چتر سبزش را بهاران
به صبح وُ ظهر وُ عصر در وقت باران

بارانی


















تاریخ : دوشنبه 15 تیر 1394 | 03:22 ق.ظ | نویسنده : اصغر بارانی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس