تبلیغات
وطنم دلفان - خطای چشم...


خطای چشم....

شبی دستم تبر دادن بچینم روح لیلا را
بخواندم با تمام حس چنین شرح معما را

...

بلغزید دستم از روی خطای دید چشمانم
فلک را جور دیگر شد به تعبیر این قضایا را


...به میدان بزرگ شهر ببردن جسم رنجورم
به جرم گفتن وُ رفتن زدن این بی سر وُ پا را

بارانی



لب به لب در خلوت هر ثانیه جان می دهم

بی تودرخود مرده ام من جان به جانان میدهم

 

تا نباشی بی حضورت کس نیاساید دمی

من به لطف مهریزدان درس رندان می دهم

 

جاری ام در خود نگاهم کن دمی ای آشنا

چون شکوفا گشته ام من بوی ریحان می دهم

 

گر کنی یاری مرا تو هر دمی از روی مهر

در تکاپوی نگاهت بوی ایمان می دهم

 

عطر تو درکوهساران همدم باغ وُ گل است

من به شوق عطر خوبت سر به بُستان می نهم

 

سالهاست که من کنار چشمه ی احساس تو

مانده ام در کوره راهی بوی یاران می دهم

 

ردپایت چون نهان شد در مسیر یادها

من برای با تو بودن دل به دوران می دهم

 

توکویرخشک وُ بی جان را دوباره جان بده

 تشنه ی آبم  خدایا بوی باران می دهم

 

بارانی

سحرگاه





می ننوشم به صبا.....

ای به فنا رفته بیا روی دلم پا مگذار

دلتنگ دیدار توام منت دیدار مگذار

 

سالهاست که من ازروی دلم وا شده ام

روی گل افشان دلم تند نرو پا مگذار

 

در هوای بی تو بودن به دلم قول دادم

می ننوشم به صبا کُند برو جا مگذار

 

صورت چون ماه شبت حال مسیحا دارد

من دلباخته را تو به خودم وا مگذار

 

نکن اینگونه خرابم به خودآ جان دلم

بحث دوست داشتنت را به دلم وا مگذار

 

خوب می دانی که دلم درد تو را دارد وُ بس

سبقت بی جا تو نگیر تند مرو جا مگذار

 

بارانی




موی سفید....

مویم سفید شده چه دیدنی شدم
جوانی ام بگذشت ام پی تری شدم


حال دلم خوش نیست امواج آب وُ خاک
شوریده احوالم باز بستری شدم


من در مکانی خوب در زیر سایه سار
در لنجی از دریا باز رفتنی شدم


هر چند که دورم از شهر و دیار خویش
عاشق آسمان چون مشتری شدم


بارانی



تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394 | 10:16 ق.ظ | نویسنده : اصغر بارانی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس