تبلیغات
وطنم دلفان - راهی ام....

باز عبد گندم می شوم....


تا بی نهایت می روم در کهکشان گم می شوم

دربی سرانجامی غریب مست می خُم می شوم


توستاره می شوی سوسوی چشمت برمن است

من در تکاپوی شکم بازعبد گندم می شوم


می خوانمت درصبح وُ شام تا که نبینم دوری ات

در این فراسوی غریب باز هم تنزل می شوم


ازتو ندارم هیچ خبر گفتن که با خوبان شدی

بهر گذشتن ازخطرکوهی تحجرمی شوم


تو می روی سوی سماء من درزمین خاکی ام

من در تمنای وصال غرق تزلزل می شوم


دست دعایت تا خدا پرچین مهرت سبزسبز

من درهیاهوی خودم مست ازسرگل می شوم


بارانی

1394/01/30



راهی ام....


با تمام حس خاطر خواهی ام

غرق درافکار سرد واهی ام


در خودم گم گشته ام اما بدان

امشب وُ فردا به کوی ات راهی ام


کس نمی داند گلم که سالهاست

مست روی نرگس این وادیم


مست می گشته دوچشم تارمن

من اسیر وُعبد خاطرخواهی ام


چون دمی ازنورتوخورشید سوخت

کی برنجد مستمندی درمقام شاهی ام


درسرای ما ضعیفان حرف اول دل بُوَد

کی بگویم حاتمم یا ببالم تایی ام

بارانی




تاریخ : شنبه 9 خرداد 1394 | 07:10 ق.ظ | نویسنده : اصغر بارانی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس